غزل شمارهٔ ۱۸۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۸۵

۴۲ بازديد

 

با رخ زرد آمدم سوي رخت اي سرو ناز
يعني آوردم به خاك درگهت سوي نياز
دولت حسن و جواني يك دو روزي بيش نيست
در نياز ما نگر، چندين به خسن خود مناز
عمر بگذشت و شب تاريك هجر آخر نشد
يا شبم كوتاه مي‌بايست، يا عمرم دراز
تاب بيماري ندارم بيش از اين‌ها، اي فلك
يا نسيم روح‌پرور، يا سموم جان‌گداز
مردم چشم هلالي پاك مي‌بازد نظر
رو متاب، اي نازنين، از مردمان پاك‌باز


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد