غزل شمارهٔ ۱۸۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۸۷

۳۴ بازديد


قد تو عمر درازيت و سرو گلشن ناز
بيا و سايه فگن بر سرم چو عمر دراز
ز گريه، بي تو، مرا بسته بود راه نظر
تو آمدي و نظر مي‌كنم به روي تو باز
چراغ عشرت من مرد و بر تو ظاهر نيست
بيا كه پيش تو، روشن كنم به سوز و گداز
ز آسمان و زمين فارغيم در ره عشق
درين سفر چه تفاوت كند نشيب و فراز؟
به روي زرد هلالي ز روي ناز مبين
كه از جهان به تو آورده است روي نياز


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد