غزل شمارهٔ ۱۹۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۹۰

۳۸ بازديد


برخيز طبيبا كه دل‌آزرده‌ام امروز
بگذار مرا، كز غم او مرده‌ام امروز
چون برگ خزان چهرهٔ من زرد شد از غم
كو آن گل سيراب؟ كه پژمرده‌ام امروز
چون گوشهٔ دامان من از خون شده رنگين
هر گوشه كه دامان خود افشرده‌ام امروز
امروز مرا چون فلك آورد به افغان
من نيز فغان را به فلك برده‌ام امروز
اي قبلهٔ مقصود، ز من روي مگردان
كز هر دو جهان رو به تو آورده‌ام امروز
بگذار، هلالي، كه به صد درد نالم
كز جور فلك تير جفا خورده‌ام امروز


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد