غزل شمارهٔ ۱۹۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۱۹۱

۳۷ بازديد


عمر رفت و از تو ما را صد پريشاني هنوز
وه! چه عمرست اين؟ كه حال ما نمي‌داني هنوز
يك نظر ديديم ديدارت و زان عمري گذشت
ديدها بر هم نمي‌آيد ز حيراني هنوز
چيست چندين التفات آشكارا با رقيب؟
جانب ما يك نظر ناكرده پنهاني هنوز
در صف طاعت نشستم، روي دل سوي بتان
كافري صد بار بهتر زين مسلماني هنوز
پيش ازين، روزي هلالي ترك خوبان كرده بود
مي‌كند خود را ملامت از پشيماني هنوز


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد