دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۷ ۳۵ بازديد
زبان او، كه نديدم ز تنگي دهنش
اميد هست كه بينم به كام خويشتنش
چه نازكيست، تعاليالله! آن قد را؟
كه از گل و سمن آزرده ميشود بدنش
هزار تازه گل از بوستان دميد ولي
يكي ز روي لطافت نميرسد به تنش
سزد كه جامهٔ جان را قبا كند از شوق
هزار يوسف مصري به بوي پيرهنش
تباركالله ازين سبزهاي كه تازه دميد!
به دامن سمن و بر كنار ياسمنش
برادران به سگ كوي يار اگر برسيد
تحيتي برسانيد از زبان منش
هلالي از لب جانان عجب حديثي گفت!
كه تازه شد همه جانها ز لذت سخنش
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد