غزل شمارهٔ ۲۰۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۲۰۷

۳۶ بازديد

 

مردم و خود را ز غم‌هاي جهان كردم خلاص
عالمي را هم ز فرياد و فغان كردم خلاص
در غم عشق جواني مي‌شنيدم پند پير
خويشتن را از غم پير و جوان كردم خلاص
خوش زماني دست داد از عالم مستي مرا
كز دو عالم خويش را در يك زمان كردم خلاص
گفتمش آخر هلالي را ز هجران سوختي
گفت او را از بلاي جاودان كردم خلاص


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد