غزل شمارهٔ ۲۱۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۲۱۱

۳۸ بازديد


ترك ياري كردي، از وصل تو ياران را چه حظ؟
دشمن احباب گشتي، دوستداران را چه حظ؟
چون ندارد وعدهٔ وصل تو امكان وفا
غير داغ انتظار اميدواران را چه حظ؟
چشم من كز گريه نابيناست چون بيند رخت؟
از تماشاي چمن ابر بهاران را چه حظ؟
درد بي‌درمان خوبان چون نمي‌گيرد قرار
دردمندان را چه حاصل؟ بي‌قراران را چه حظ؟
آن سوار از خاك ما تا كي برانگيزد غبار؟
از غبار انگيختن، يا رب سواران را چه حظ؟
مي‌دهد خاك رهش خاصيت آب حيات
ور نه زين گرد مذلت خاك‌ساران را چه حظ؟
يا رب از قتل هلالي چيست مقصود بتان؟
از هلاك عندليبان گلعذاران را چه حظ؟


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد