دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۷ ۳۵ بازديد
نيست غم گر شد گريبان من از غم چاك چاك
سينهام چاكست از چاك گريبان خود چه باك؟
ميكشي بر غير تيغ و ميكشي از غيرتم
از هلاك ديگران بگذر كه خواهم شد هلاك
نيست جان را با تن پاك تو اصلاً نسبتي
اين تن پاك تو صد ره پاكتر از جان پاك
خاك آدم را از آن گل كرد استاد ازل
تا چنين نازك نهالي بر دمد ز آن آب و خاك
اي كه از ما فارقي گويا نميداني كه ما
دردمندانيم و آه ما به غايت دردناك
ميپرستان را ز مي هر دم حياتي ديگرست
آب حيوان ريخت گويا باغبان در جوي تاك
گر هلالي چند روزي در لباس زهد بود
باز در كوي خراباتست مست و جامه چاك
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد