غزل شمارهٔ ۲۲۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۲۲۰

۴۲ بازديد


آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوي گل
آن به كه مي‌كشم دو سه روزي به روي گل
گل ديده‌ام، آرزوي كسي در دلم فتاد
كز ديدنش نكند كسي آرزوي گل
اين دم كه بوي دلكش گل مي‌دهد نسيم
بس دلكش‌ست گشت گلستان به بوي گل
خوش آن كه يار باشد و من در حريم باغ
من سوي او نظر فگنم، او به سوي گل
ديد آن دوزخ هلالي و آسوده دل نشست
از جست و جوي لاله و از گفت و گوي گل


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد