دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۷ ۳۷ بازديد
عيدست، برون آي كه حيران تو گردم
قربان خودم ساز، كه قربان تو گردم
خاكم به رهت، جلوهكنان، رخش برانگيز
تا خيزم و گرد سر تو گردم
جمعيت آسودهدلان از دل جمعست
جمعيت من آن كه، پريشان تو گردم
زين گونه كه از شادي وصلت خبرم نيست
مشكل كه خلاص از غم هجران تو گردم
من عاجزم از خدمت مهمان خيالت
اين خود چه خيالست كه مهمان تو گردم؟
تا يافتم از شادي وصل تو حياتي
ترسم كه هلاك از غم هجران تو گردم
بر خاك درت من كه و تشريف غلامي؟
اي كاش توانم سگ دربان تو گردم
گفتي كه به جان بندهٔ ما باش هلالي
تا جان بودم بندهٔ فرمان تو گردم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد