دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۷ ۴۳ بازديد
كاشكي! خاك حريم حرمت ميبودم
ميخراميدي و من در قدمت ميبودم
بي غم عشق تو صد حيف ز عمري كه گذشت!
بيش از اين كاش گرفتار غمت ميبودم
گر به پرسيدن من لطف نميفرمودي
همچنان كشتهٔ تيغ دو دمت ميبودم
گر به سررشتهٔ مقصود رسيدي دستم
دست در سلسلهٔ خم به خمت ميبودم
گر مرا حشمت كونين ميسر ميشد
همچنان بندهٔ خيل و حشمت ميبودم
چون مريضي كه دلش مايل صحت باشد
عمرها طالب درد و المت ميبودم
هر چه خواهي بكن اي دوست كه من از دل و جان
آرزومند جفا و ستمت ميبودم
تا تو يك ره به كرم سوي هلالي گذري
سالها چشم به راه كرمت ميبودم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد