دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۷ ۳۶ بازديد
خواهم كه به زير قدمت زار بميرم
هر چند كني زنده، دگر بار بميرم
دانم كه چرا خون مرا زود نريزي
خواهي كه به جان كندن بسيار بميرم
من طاقت ناديدن روي تو ندارم
مپسند كه در حسرت ديدار بميرم
خورشيد حياتم به لب بام رسيدست
آن به كه در آن سايهٔ ديوار بميرم
گفتي كه ز رشك تو هلاكند رقيبان
من نيز بر آنم كه از اين عار بميرم
چون يار به سر وقت من افتاد، هلالي
وقتست اگر در قدم يار بميرم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد