غزل شمارهٔ ۲۴۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۲۴۹

۳۶ بازديد


چون قامت آن سرو سهي كرد هلاكم
سروي بنشانيد روان بر سر خاكم
رفتي و دلم چاك شد از دست تو دلبر
باز آ و قدم رنجه نما در دل چاكم
گفتي كه هلاكت كنم از ناز و كرشمه
بنشين كه من از دست تو امروز هلاكم
شاديم به خاك قدمت همچو هلالي
نه بر سر گورم قدم از ناز كه خاكم


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد