قطعهٔ شمارهٔ ۴

مشاور شركت بيمه پارسيان

قطعهٔ شمارهٔ ۴

۳۷ بازديد


چيست آن خسرو سيمين‌بدن زرين‌تاج؟
كه به شب خانهٔ فولاد نشيمن دارد
چو ستون‌ست ولي از مدد خيمه بپاست
سيم‌گون‌ست ولي جامه ز آهن دارد
بته پيرهن آل عجب شاخ گلي‌ست!
كه ازو خانهٔ ما زينت گلشن دارد
شاهد پرده‌نشيني‌ست كه با روي چو ماه
در درون‌ست و برون را همه روشن دارد
گاهي از آتش دل شعله فتد در جيبش
گاهي از باد صبا چاك به دامن دارد
هست در خانه كه از آن همه شب تا دم صبح
كه غم سوختن و كشتن و مردن دارد
با تن سيمي كافور چو رخ افروزد
تاب آتشكده و تابش گلشن دارد
شمع طاوس مگر حل كند اين مسئله را
كه دل روشن او حكم دل من دارد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد