بخش ۲ - مصايب مصنف و مناجات

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۲ - مصايب مصنف و مناجات

۳۸ بازديد


اي دواي درون خسته‌دلان
مرهم سينهٔ شكسته دلان
مرهمي لطف كن، كه خسته‌دلم
مرحمت كن كه شكسته‌دلم
گر چه من سر به سر گنه كردم
نامهٔ خويش را سيه كردم
تو درين نامهٔ سياه مبين
كرم خويش بين گناه مبين
من خود از كرده‌هاي خود خجلم
تو مكن روز حشر منفعلم
با وجود گناه‌كاري‌ها
از تو دارم اميدواري‌ها
زانكه بر توست اعتماد همه
اي مراد من و مراد همه
تو كريمي و بي‌نواي توام
پادشاهي و من گداي توام
ني گدايي كه اين و آن خواهم
كام دل، آرزوي جان خواهم
بلكه باشد گدايي‌ام دردي
اشك سرخي و چهرهٔ زردي
تا به راهت ز اهل درد شوم
برنخيزم اگرچه گرد شوم
چون به خاك اوفتم بع صد خواري
تو ز خاكم به لطف برداري
گرچه در خورد آتشم چون شرر
نظري گر به من رسد چه ضرر؟
من نگويم كه لطف و احسان كن
بنده‌ام هرچه شايدت آن كن
عاقبت بگسلد چو بند از بند
بند بند مرا به خود پيوند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد