بخش ۱۶ - افشاي راز عشق و ملامت عوام

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۶ - افشاي راز عشق و ملامت عوام

۳۶ بازديد


باز چو مهر از فلك سر زد
شاه از خواب ناز سر بر زد
دل پر از مهر و لب پر از خنده
از عتاب گذشته شرمنده
پيش درويش همچو گل بشكفت
رفت در خنده و همچو غنچه گفت
پس از اين به كه ما به هم باشيم
هر دو شاه و گدا به هم باشيم
زان كه شاه و گدا به هم گويند
بي گدا نام شاه كم گويند
نام شاه و كدا بع عن گيرند
بي گدا نام شاه كم گيرند
عزت سروران ز درويشي‌ست
فخر پيغمبران ز درويشي‌ست
همه شاهان گداي درويش‌ند
در پناه دعاي درويش‌ند
شاه چون لطف كرد بيش از پيش
ميل درويش گشت بيش از بيش
چند روزي چو در ميان بگذشت
حال درويش زين و آن بكذشت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد