غزل شماره ۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۲

۳۴ بازديد


به گردون مي‌رسد فرياد يارب ياربم شب‌ها
چه شد يارب در اين شب‌ها غم تاثير يارب‌ها
به دل صدگونه مطلب سوي او رفتم ولي ماندم
ز بيم خوي او خاموش و در دل ماند مطلب‌ها
هزاران شكوه بر لب بود ياران را ز خوي تو
به شكرخنده آمد چون لبت، زد مهر بر لب‌ها
نداني گر ز حال تشنگان شربت وصلت
ببين افتاده چون ماهي طپان بر خاك طالب‌ها
جدا از ماه رويت عاشقان از چشم تر هر شب
فرو ريزند كوكب تا فرو ريزند كوكب‌ها
چسان هاتف بجا ماند كسي را دين و دل جايي
كه درس شوخي آموزند طفلان را به مكتب‌ها


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد