غزل شماره ۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳

۳۶ بازديد


جواني بگذرد يارب به كام دل جواني را
كه سازد كامياب از وصل پير ناتواني را
به قتلم كوشي اي زيبا جوان و من درين حيرت
كه از قتل كهن پيري چه خيزد نوجواني را
تمام مهربانان را به خود نامهربان كردم
به اميدي كه سازم مهربان نامهرباني را
چه باشد جادهي اي سرو سركش در پناه خود
تذرو بي‌پناهي قمري بي آشياني را
مكن آزار جان هاتف آزرده جان ديگر
كزين افزون نشايد خست جان خسته جاني را


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد