دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۶ ۳۵ بازديد
جان به جانان كي رسد جانان كجا و جان كجا
ذره است اين، آفتاب است، آن كجا و اين كجا
دست ما گيرد مگر در راه عشقت جذبهاي
ورنه پاي ما كجا وين راه بيپايان كجا
ترك جان گفتم نهادم پا به صحراي طلب
تا در آن وادي مرا از تن برآيد جان كجا
جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق
اين تن لاغر كجا بار غم هجران كجا
در لب يار است آب زندگي در حيرتم
خضر ميرفت از پي سرچشمهٔ حيوان كجا
چون جرس با ناله عمري شد كه ره طي ميكند
تا رسد هاتف به گرد محمل جانان كجا
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد