غزل شماره ۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۵

۳۷ بازديد


تو اي وحشي غزال و هر قدم از من رميدن‌ها
من و اين دشت بي‌پايان و بي‌حاصل دويدن‌ها
تو و يك وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش
من و شب‌ها و درد انتظار و دل طپيدن‌ها
نصيحت‌هاي نيك انديشيت گفتيم و نشنيدي
چها تا پيشت آيد زين نصيحت ناشنيدن‌ها
پر و بالم به حسرت ريخت در كنج قفس آخر
خوشا ايام آزادي و در گلشن دويدن‌ها
كنون در من اگر بيند به خواري و غضب بيند
كجا رفت آن به روي من به شوق از شرم ديدن‌ها
تغافل‌هاي او در بزم غيرم كشته بود امشب
نبودش سوي من هاتف گر آن دزديده ديدن‌ها


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد