غزل شماره ۲۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۲۰

۳۶ بازديد


حرف غمت از دهان ما جست
يا آتشي از زبان ما جست
رو جانب دام يا قفس كرد
هر مرغ كز آشيان ما جست
يك‌يك ز نشان فراتر افتاد
هر تير كه از كمان ما جست
آتش به سپهر زد شراري
كز آه شررفشان ما جست
غير از كه شنيد سر عشقت
حرفي مگر از دهان ما جست
ز انسان كه خورد نسيم بر گل
تير تو ز استخوان ما جست
هاتف چو شراره‌اي كه ناگاه
ز آتش جهد از ميان ما جست


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد