دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۶ ۳۶ بازديد
لبم خموش ز آواز مدعا طلبي است
كه مدعا طلبيدن ز يار بيادبي است
حكيم جام جم و آب خضر چون گويد
مراد جام زجاجي و بادهٔ عنبي است
نرنجم ار سخن تلخ گويدم كه ز پي
شكرفشان لبش از خندههاي زير لبي است
شب از جفاي تو مينالم و چو مينگرم
همان دعاي تو با نالههاي نيمه شبي است
به يك كرشمهٔ چشم فسونگر تو شود
يكي هلاك يكي زنده اين چه بوالعجبي است
برد دل از همه كس نظم او كه هاتف را
ملاحت عجمي و فصاحت عربي است
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد