غزل شماره ۲۲

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۲۲

۳۷ بازديد


اي باده ز خون من به جامت
اين مي به قدح بود مدامت
خونم چو مي ار كشي حلالت
مي بي من اگر خوري حرامت
مرغان حرم در آشيان‌ها
در آرزوي شكنج دامت
بالاي بلند خوش خرامان
افتادهٔ شيوهٔ خرامت
ماه فلكش ز چشم افتاد
ديد آنكه چو مه به طرف بامت
نالم كه برد بر تو نامم
آن كس كه ز من شنيد نامت
هر كس به غلامي تو نازد
هاتف به غلامي غلامت


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد