دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۶ ۳۹ بازديد
بي من و غير اگر باده خورد نوشش باد
ياد من گو نكند غير فراموشش باد
يار بيغير كه مي در قدحش خون گردد
خون من گر همه ريزد به قدح نوشش باد
سرو اگر جلوه كند با تن عريان به چمن
شرمي از جلوهٔ آن سرو قبا پوشش باد
دوش ميگفت كه خونت شب ديگر ريزم
امشب اميد كه ياد از سخن دوشش باد
ننگ يار است كه ياد آرد از اغيار مدام
نام اين فرقهٔ بدنام فراموشش باد
دل كه خو كرده به اندوه فراغت همه عمر
با خيالت همه شب دست در آغوشش باد
هاتف از جور تو دم مينزند ليك تو را
شرمي از چشم پر آب و لب خاموشش باد
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد