غزل شماره ۳۰

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۰

۳۶ بازديد


با حريفان چو نشيني و زني جامي چند
ياد كن ياد ز ناكامي ناكامي چند
بي تو احوال مرا در دل شب‌ها داند
هر كه بي هم چو تويي صبح كند شامي چند
باده با مدعيان مي‌كشي و مي‌ريزي
خون دل در قدح خون دل آشامي چند
بوسه‌اي چند ز لعل لب تو مي‌طلبم
بشنوم تا ز لب لعل تو دشنامي چند
گرچه در باديهٔ عشق به منزل نرسي
اينقدر بس كه در اين راه زني گامي چند
هاتف سوخته كز سوختگان وحشت داشت
مبتلي گشت به همصحبتي خامي چند


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد