غزل شماره ۳۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۱

۳۵ بازديد


در پيش بيدلان جان، قدري چنان ندارد
آري كسي كه دل داد پرواي جان ندارد
پرسي ز من كه دارد؟ زان بي‌نشان نشاني
هر كس ازو نشاني دارد نشان ندارد
يك جو وفا نديدم از روي خوب هرگز
ديدم تمام هر كس اين دارد آن ندارد
بر من نه از ترحم كم كرده يار بيداد
تاب جفا ازين بيش در من گمان ندارد
هاتف غلامي تو خواهد بخر به هيچش
اين كار اگر ندارد سودي، زيان ندارد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد