غزل شماره ۳۳

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۳۳

۳۶ بازديد


دل بوي او سحر ز نسيم صبا شنيد
تا بوي او نسيم صبا از كجا شنيد
بيگانه گفت اگر سخني در حقم چه باك
اين مي‌كشد مرا كه ازو آشنا شنيد
رازي كه با تو گفتم و آنجا كسي نبود
غير از من و خدا و تو، غير از كجا شنيد
دل سوخت بر منش همه گر سنگ خاره بود
غير از تو هر كه حال مرا ديد يا شنيد
فرخنده عاشقي كه ز دلدار مهربان
گر حرف مهر گفت حديث وفا شنيد
پيغام حور نشنود از خازن بهشت
گوئي كز آشنا سخن آشنا شنيد
نشنيدي اي دريغ و نديدي كه از كسان
هاتف چها ز عشق تو ديد و چها شنيد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد