غزل شماره ۶۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۶۶

۳۵ بازديد


هر شبم نالهٔ زاري است كه گفتن نتوان
زاري از دوري ياري است كه گفتن نتوان
بي مه روي تو اي كوكب تابنده مرا
روز روشن شب تاري است كه گفتن نتوان
تو گلي و سر كوي تو گلستان و رقيب
در گلستان تو خاري است كه گفتن نتوان
چشم وحشي نگه يار من آهوست ولي
آهوي شير شكاري است كه گفتن نتوان
چون جرس نالد اگر دل ز غمت بيجا نيست
باري از عشق تو باري است كه گفتن نتوان
هاتف سوخته را لاله صفت در دل زار
داغي ز لاله عذاري است كه گفتن نتوان


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد