غزل شماره ۶۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۶۹

۳۷ بازديد


به يك نظاره چون داخل شدي در بزم ميخواران
گرفتي جان ز مستان و ربودي دل ز هشياران
چه حاصل از وفاداري من كان بي‌وفا دارد
وفا با بي‌وفايان، بي‌وفائي با وفاداران
تويي كافشاند و ريزد به كشت دوست و دشمن
سموم قهر تو اخگر سحاب لطف تو باران
به جان و دل تو را هر سو خريداري بود چون من
به سيم و زر اگر بوده است يوسف را خريداران


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد