دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۶ ۳۸ بازديد
گردد كسي كي كامياب از وصل ياري همچو تو
مشكل كه در دام كسي افتد شكاري همچو تو
خوبان فزون از حد ولي نتوان به هر كس داد دل
گر دل به ياري كس دهد باري به ياري همچو تو
چون من نسازي يك نفس با سازگاري همچو من
پس با كه خواهد ساختن ناسازگاري همچو تو
چون من به گلگشت چمن چون بشكفد آن تنگدل
كش خار خاري در دل است از گلعذاري همچو تو
رفتي و غمها در دلم خوش آنكه باز آيي و من
گويم غم دل يك به يك با غمگساري همچو تو
از يار بگسل اي رقيب آخر زماني تا به كي
باشد گلي مانند او پهلوي خاري همچو تو
هاتف ز عشقت ميسزد هر لحظه گر بالد به خود
جز او كه دارد در جهان زيبانگاري همچو تو
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد