غزل شماره ۷۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۷۵

۳۴ بازديد


مهر رخسار و مه جبين شده‌اي
آفت دل بلاي دين شده‌اي
مهر و مه را شكسته‌اي رونق
غيرت آن و رشك اين شده‌اي
پيش ازين دوست بوديم از مهر
دشمن من كنون ز كين شده‌اي
من چنانم كه پيش ازين بودم
تو ندانم چرا چنين شده‌اي
ننشستي چرا دمي با من
گرنه با غير همنشين شده‌اي
دل ز رشكم تپد چو بسمل باز
بهر صيدي كه در كمين شده‌اي
غزلي گفته‌اي دگر هاتف
كه سزاوار آفرين شده‌اي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد