غزل شماره ۷۶

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۷۶

۳۴ بازديد


رفتي و دارم اي پسر بي تو دل شكسته‌اي
جسمي و جسم لاغري جاني و جان خسته‌اي
مي‌شكني دل كسان اي پسر آه اگر شبي
سر زند آه آتشين از دل دلشكسته‌اي
منتظرم به كنج غم گريه‌كنان نشانده‌اي
خود به كنار مدعي خنده زنان نشسته‌اي
زان دو كمند عنبرين تا نروم ز كوي تو
سلسله‌اي به پاي دل بسته و سخت بسته‌اي
غنچه لطيف خندد و پسته ولي چو آن دهن
لب نگشوده غنچه‌اي خنده نكرده پسته‌اي
خون جگر خورد يقين هر كه چو هاتفش بود
كوكب نامساعدي طالع ناخجسته‌اي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد