غزل شماره ۷۷

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۷۷

۳۵ بازديد


چه شود به چهرهٔ زرد من نظري براي خدا كني
كه اگر كني همه درد من به يكي نظاره دوا كني
تو شهي و كشور جان تو را تو مهي و جان جهان تو را
ز ره كرم چه زيان تو را كه نظر به حال گدا كني
ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنايت و اين كرم
همه از تو خوش بود اي صنم، چه جفا كني چه وفا كني
همه جا كشي مي لاله گون ز اياغ مدعيان دون
شكني پيالهٔ ما كه خون به دل شكستهٔ ما كني
تو كمان كشيده و در كمين، كه زني به تيرم و من غمين
همهٔ غمم بود از همين، كه خدا نكرده خطا كني
تو كه هاتف از برش اين زمان، روي از ملامت بيكران
قدمي نرفته ز كوي وي، نظر از چه سوي قفا كني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد