دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۶ ۳۵ بازديد
شكست پير مغان گر سرم به ساغر مي
عجب مدار كه سرها شكسته بر سر مي
ستم به ساغر ميشد نه بر سر من اگر
شكست بر سر من مي فروش ساغر مي
غذاي روح بود بوي ميخوشا رندي
كه روح پرورد از بوي روح پرور مي
نداشت بهرهاي آن بوالفضول از حكمت
كه وصف آب خضر كرد در برابر مي
نه لعل راست نه ياقوت را نه مرجان را
به چشم اهل بصيرت صفاي جوهر مي
نماند از شب تاريك غم نشان كه دگر
طلوع كرد ز خم آفتاب انور مي
چه ديد هاتف مي كش ندانم از باده
كه هر چه داشت به عالم گذاشت بر سر مي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد