غزل شماره ۸۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۸۵

۳۶ بازديد


دو چشمم خون فشان از دوري آن دلستانستي
كه لعلش گوهرافشان، سنبلش عنبر فشانستي
چسان خورشيد رويت را مه تابان توان گفتن
كه از روي تو تا ماه از زمين تا آسمانستي
حرامم باد دلجويي پيكانش اگر نالم
ز زخم ناوكي كز شست آن ابرو كمانستي
غمش گفتم نهان در سينه دارم ساده‌لوحي بين
كه اين سر در جهان فاش است و پندارم نهانستي
در اين بستان به پاي هر صنوبر جويي از چشمم
روان از حسرت بالاي آن سرو روانستي
بيا شيرين زباني بين كه همچون نيشكر خامه
شكربار از زبان هاتف شيرين زبانستي


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد