دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۶ ۳۸ بازديد
زهي از رخ تو پيدا همه آيت خدايي
ز جمالت آشكارا همه فر كبريايي
نسپردمي دل آسان به تو روز آشنايي
خبريم بودي آن روز اگر از شب جدايي
نبود به بزمت اي شه ره اين گدا همين بس
كه به كوچهٔ تو گاهي بودم ره گدايي
همه جا به بيوفايي مثلند خوب رويان
تو ميان خوبرويان مثلي به بيوفايي
تو درون پرده خلقي به تو مبتلا ندانم
به چه حيله ميبري دل تو كه رخ نمينمايي
شد از آشناييش جان ز تن و كنون كه بينم
دل آشنا ندارد خبري ز آشنايي
گرهي اگر چه هرگز نگشودهام طمع بين
كه ز زلف يار دارم هوس گرهگشايي
همه آرزوي هاتف تويي از دو عالم و بس
همه كام او برآيد اگر از درش درآيي
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد