غزل شماره ۸۹

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شماره ۸۹

۳۵ بازديد


اي كه در جام رقيبان مي پياپي مي‌كني
خون دل در ساغر عشاق تا كي مي‌كني
مي‌نوازي غير را هر لحظه از لطف و مرا
دم بدم خون در دل از جور پياپي مي‌كني
راه اگر گم شد نه جرم ناقه از سرگشتگي است
بي گناه اي راه پيما ناقه را پي مي‌كني
ناله و افغان من بشنو خدا را تا به كي
گوش بر آواز چنگ و نالهٔ ني مي‌كني
ساقيا صبح است و طرف باغ و هاتف در خمار
گر نه در ساغر كنون مي مي‌كني كي مي‌كني


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد