شماره ۱

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۱

۳۷ بازديد


در زمان خديو دارا شان
آن كرم پيشهٔ كريم نهاد
سايه حق كريمخان كه ز عدل
زينت دهر و زيب دوران داد
شهريار جهان كه در گيتي
كرمش عقده‌هاي بسته گشاد
كاميابي كه هر مراد كه خواست
دادش از لطف كردگار عباد
كام‌بخشي كه يافت از در او
هر كه آمد به جستجوي مراد
خسرو معدلت نشان كه بود
دولتش متصل به روز معاد
ريزه‌خوار نوالهٔ كرمش
ترك و تاجيك و بنده و آزاد
امر او را به جان ستاره مطيع
حكم او را به دل فلك منقاد
در دل انديشهٔ مراد ازو
وز قضا سعي و از قدر امداد
حاجي آقا محمد آنكه چو او
در هنر مادر زمانه نزاد
دادگر داوري كه در عهدش
كس نبيند ز گلرخان بيداد
معدلت گستري كه از بيمش
صيد نايد به خاطر صياد
چون ز بخت بلند امارت يافت
در صفاهان كه هست رشك بلاد
پي آباديش به جان كوشيد
كه خدايش جزاي خير دهاد
صد هزاران بناي خير آنجا
ز اقتضاي نهاد نيك، نهاد
دلگشا كاروانسرايي ساخت
زينت افزاي عالم ايجاد
كه بنايي نديده مانندش
چشم گردون در اين خراب آباد
چون فلك سربلند و ذات بروج
چون ارم جان فزاي و ذات عماد
همه وقتش هواي فروردين
گر همه بهمن است يا مرداد
حوض كوثر نشان آن گويي
نيل مصر است و دجلهٔ بغداد
هر كه بر وضع آن نظر افكند
باغ فردوسش از نظر افتاد
هر غريبي كه جا گرفت آنجا
هرگزش از وطن نيامد ياد
خان گلشن به نام خوانندش
در صفا چون نشان ز گلشن داد
داده استاد، جان به آب و گلش
كافرين بر روان آن استاد
سحر دستش كشيده بر خارا
شكل ماني ز تيشهٔ فرهاد
چون به معماري قضا و قدر
يافت اتمام اين نكو بنياد
بهر تاريخ زد رقم هاتف
جاودان داردش خدا آباد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد