دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۶ ۳۳ بازديد
دريغ از حاجي ابراهيم آن داناي روشندل
كه زاد از مادر ايام با ايمان و دين توام
دريغ و درد از آن شمع سحر خيزان كه بود او را
دلي پر آتش از ترس خدا و ديدهٔ پرنم
هزار افسوس از آن نخل برومند ثمرپرور
كه در باغ جهانش قامت از باد اجل شد خم
گرفتش دل ازين تنگ آشيان و طاير روحش
به عزم گلشن فردوس بال شوق زد برهم
روان شد جانب گلزار جنت زين جهان و شد
روان از ديدهٔ احباب سيل خون ازين ماتم
چو بيرون رفت از غمخانهٔ دنياي دون و شد
به عشرتخانهٔ فردوس اعلي با دلي خرم
دبير خامه هاتف پي تاريخ فوت او
رقم زد: شد به جنت حاجي ابراهيم از عالم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد