دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۶ ۳۷ بازديد
خان احمد دون كز ستم و ظلم پياپي
بر خلق رساندي الم و رنج دمادم
آن فتنهٔ عالم كه ز ظلم و ستمش بود
بس سينه پر از آتش و بس ديده پر از نم
نزديك به آن شد كه زهم ريزد و پاشد
از فتنهٔ او سلسلهٔ عالم و آدم
صد شكر كه شد كشته به خواري و ز قتلش
پر گشت ز شادي دل خلقي، تهي از غم
چون بهر مكافات و سزاي عمل خويش
بربست به آهنگ سقر رخت ز عالم
بودم پي تاريخ كه پير خردم گفت
بنويس كه خان احمد دون شد به جهنم
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد