شماره ۱۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۱۵

۳۷ بازديد


فخر زمان ميرزا صادق نيكو سرشت
معدن عز و شرف، منبع جود و سخا
آن كه رسد روز و شب از كف فياض او
جود به هر بي‌نصيب، فيض به هر بينوا
منتظر فيض حق بود شب و روز و گشت
عاقبت از لطف حق، كام دل او روا
از افق او دميد كوكب رخشنده‌اي
كرده مه و مهر از آن، كسب فروغ و ضيا
از صدفش شد پديد در گران قيمتي
هم ز صفا بي‌نظير، هم ز شرف بي‌بها
از چمنش بركشيد سرو سهي قامتي
تازه و تر چون خضر، بر لب آب بقا
در چمن او شكفت تازه گلي مشكبوي
نكهت او دلفريب، طلعت او جان فزا
آمد از او در وجود كودك فرخنده‌اي
سرو قد و گلعذار، مهر رخ و مه لقا
سرو ز قدش خجل گل ز رخش منفعل
غيرت گل رشك سرو، در شرف و در صفا
هر طرف از بوي اوست مشك‌فشان روز و شب
جيب نسيم سحر، دامن باد صبا
نام نكو خواستند بهر وي و عاقبت
كرد محمدرضا، نامزد او قضا
چون به سعادت گذاشت پا به جهان و گرفت
مهر رخش همچو جان، بر رخ احباب جا
هاتف عشرت نصيب از پي تاريخ او
كرد رقم كامياب باد محمدرضا


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد