دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۵ ۳۴ بازديد
خان جم كوكبه عبدالرزاق
كه كند ديدن او جان تازه
آن كه رخسار و جمالش دايم
هست چون گل به گلستان تازه
آن كه ز ابر كرمش كشت اميد
هست چون سبزه ز باران تازه
آن كه با جود كفش هر روزه
عهد نو سازد و پيمان تازه
شهر كاشان را از همت او
شد پس از زلزله بنيان تازه
گشت از مسجد و بازار و حصار
همهٔ ابنيهٔ آن تازه
پايهها راست شد اركان محكم
گنبدش نوشد و ايوان تازه
زان بناهاي مجدد گرديد
مسجد جامع ويران تازه
منهدم بود چنان كش گفتي
نتوان كرد به عمران تازه
همتش گشت چون آنجا معمار
سقفها نوشد و جدران تازه
شد چنان تازه كه در هفت اقليم
مسجدي نيست بدينسان تازه
از طواف حرم محترمش
مؤمنان را شود ايمان تازه
در وي افواج ملايك آيند
هر دم از گنبد گردان تازه
بهر تاريخ خرد با هاتف
گفت شد مسجد كاشان تازه
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد