دايرهٔ پرگار سخن را از پرگار خانهٔ دو زبان ساختن

۳۲ بازديد


بحمدالله كه گر ديديم رنجي
در آخر يافتيم اين طور گنجي
در او ناسفته گوهرها نهاده
طلسمش تا به اكنون ناگشاده
به نام ايزد چه گنج شايگاني
كز او گرديد پر جوهر جهاني
نگو آسان طلسمش را گشادم
كه پر جاني در اين انديشه دادم
به دشواري چنين گنجي توان يافت
بلي كي گنج بي‌رنجي توان يافت
دماغم تيره شد چون خامه بسيار
كه تا كردم رقم اين نقش پرگار
ز مو انديشه را كردم قلم ساز
شدم اين لعبتان را چهره پرداز
بسي همچون بخورم سوخت ايام
كه تا گشتند اين روحانيان رام
سحر خيزي بسي كردم چو خورشيد
كه زر گرديد خاك راه اميد
چو بوته پر فرو رفتم به آتش
كه آخر اين طلا گرديد بي‌غش
كه مشتي خاك ره گر برگرفتم
روانش در لباس زر گرفتم
مگر شد خاطر من مهر جان تاب
كزو گرديد خاك ره زر ناب
برون آورده‌ام از كان اميد
زر لايق به زيب تاج خورشيد
چنين بي‌غش زري از كان برآيد
چه كان كز مادر امكان بزايد
در اين معدن كه زر سيماب گرديد
بسان كيميا ناياب گرديد
پريشاني بسي ديدم چو سيماب
كه تا شد جمع اين مشتي زر ناب
زر نابم ز كان ديگري نيست
بدين در هم نشان ديگري نيست
ز هر آلايشي دل پاك كردم
گذر بر حجلهٔ افلاك كردم
كه اين بكران معني رو نمودند
نقاب غيب از طلعت گشودند
سخن كاو بكر خلوتگاه غيب است
نهان گرديده در خرگاه عيب است
به هر آلوده‌اي كي رو نمايد
نقاب غيب كي از رو گشايد
كسي كاين نظم دور انديشه خواند
اگر تاريخ تصنيفش نداند
شمارد پنج نوبت سي به تضعيف
كه با شش باشدش تاريخ تصنيف
نداند گر به اين قانون كه شد فكر
بجويد از همه ابيات پر فكر
گزيدم گر طريق خود ستايي
بيان كردم سخنهاي هوايي
بنا بر سنت اهل سخن بود
و گر نه اين سخن كي حد من بود
كسي كاين نظم بي‌مقدار خواند
ز سد بيت ار يكي پركار داند
ز عيب آن دگرها ديده دوزد
چراغ وصف اين را برفروزد
نه رسم عيب جويي پيشه سازد
حيات خود در اين انديشه بازد
همان به كاين حكايتها نگويم
كه باشم من كه باشد عيب جويم
خدايا پرده‌اي بر عيب من كش
زبان حرف گيران در دهن كش
كلامم را بده آن حالت خاص
كزو گردند اهل حال رقاص
بنه مهري بر اين قلب زر اندود
كه در ملك جهان رايج شود زود
به اين زيبا عروس نورسيده
كه از نو پرده از طلعت كشيده
بده بختي كه عالمگير گردد
نه از بي‌طالعيها پير گردد
در ناسفتهٔ اين گنج معني
كه در معني ندارد رنج دعوي
ز دست خائنانش در امان دار
به ملك حفظ خويشش جاودان دار
قبول خاص و عامش ساز يارب
به خاطرها مقامش ساز يارب


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد