شماره ۱۸ - سرتاس

مشاور شركت بيمه پارسيان

شماره ۱۸ - سرتاس

۳۲ بازديد


اي كه هر خلعتي كه در بر توست
زينت دوش آسمان باشد
جسمش از جامه تو پوشيده‌ست
هر كه در حيز مكان باشد
خلعت خاصه كز شرافت آن
شرفم برهمه جهان باشد
گشته شاعر، بلي شود شاعر
هر كه همدوش شاعران باشد
آنچه او گفته بنده مي‌خواند
زانكه خود سخت بي‌زبان باشد
گفته : اي درفشان گوهر بخش
كه كفت رشك بحر و كان باشد
بر درت اطلس فلك پوشد
آنكه او خاك آستان باشد
خلعت خاصه كز شرافت آن
دعويم بر همه عيان باشد
مي‌پسندي كه جامه چون من
در بر مردكي چنان باشد
كش نه كفش و نه چاقشور بود
نه كمربند در ميان باشد
باشد او را همين سرتاسي
نه سري هم كه مو بر آن باشد
فوطه‌اي چون فتيله مشعل
آن سر كل در آن نهان باشد
مصلحت چيست من به او چه كنم
هر چه امر خدايگان باشد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد