در هجو كيدي

مشاور شركت بيمه پارسيان

در هجو كيدي

۳۹ بازديد


هله كيدي غلام ناقابل
فكر خود كن كه كار شد مشكل
تا نميري نميشوي آزاد
اين غل هجو تو مبارك باد
السلام اي سياه ساز و نياز
به اجازت كه هجو كردم ساز
خامه كردم به فكر هجو تو تيز
اي سياه گريز پا بگريز
هله كيدي غلام ناقابل
فكر خود كن كه كار شد مشكل
قلمم باز در سياهي شد
تو دگر چون سفيد خواهي شد
هجوت اي دزد پربها كردم
ديگرت بر چراغ پا كردم
خويش را زنده مي‌گذاري تو
رگ مردي مگر نداري تو
اي سكندر بسي بداندامي
خرك لولهٔ سيه كامي
فچه موش خسته‌اي، آقا
گربهٔ پا شكسته‌اي آقا
گه سگ چيست، جسم ناپاكت
پشم آن موي روي ناپاكت
ريش بز بسته‌اي، برو آقا
بد اگر گفته‌ام بگو آقا
چون گه گربه است پيكر تو
اي گه گربه خاك بر سر تو
گوز كون پليد شيطاني
جعل مبرز جهوداني
پخ سقل، بد عمل، جعل سيما
زشت گو، ياوه گو، كريه لقا
كون دهن، خايه سر،ذكر قامت
بي‌حيا، بد لقا، نجس خلقت
كيسه بر، دزد كاسه هر جابر
مهرهٔ خر فروش، بد گوهر
روبه حيله ساز پر تزوير
گربهٔ اسود كبوتر گير
كيك گهناك دلق كناسان
كنهٔ كون گاو خر آسان
هيچ دندان نمانده در دهنت
كه كسي بشكند گه سخنت
آنكه پرورده‌اي به نعمت او
مي‌كني صبح و شام غيبت او
وانكه آدم شدي ز اقبالش
چون سگ افتاده‌اي به دنبالش
از تو بد بيند آنكه باتو نكوست
اينهمه جرم آن رگ هندوست
زين ترا عيب چون توان كردن
هست كار كلاغ گه خوردن
انتقام فلك نمي‌داني
حق نان و نمك نمي‌داني
تف به روي تو بي‌حقيقت، تف
تف بر آن طبع و آن طبيعت تف
تف بر آن طبع بي‌تميزانه
تف بر آن روي و ريش هيزانه
كشتنت راكه كام مرد و زن است
كار موقوف نيم گز رسن است
اينك از بافق مي‌رسد اسباب
دو سه گز ريسمان ولي پر تاب
روزها گرد بافق گرديدم
تحفه لايقت همين ديدم
تحفهٔ من كه يك دو گز رسن است
گر پسندي به جاي خويشتن است
زود از اين سر فراز خواهي شد
و ز سر خلق باز خواهي شد
تا نميري نمي‌شوي آزاد
اين غل هجو تومبارك باد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد