بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت اين نامه

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت اين نامه

۳۵ بازديد


منكه سراينده اين نوگلم
باغ ترا نغمه‌سرا بلبلم
در ره عشقت نفسي ميزنم
بر سر كويت جرسي ميزنم
عاريت كس نپذيرفته‌ام
آنچه دلم گفت بگو گفته‌ام
شعبده تازه برانگيختم
هيكلي از قالب نو ريختم
صبح روي چند ادب آموخته
پرده ز سحر سحري دوخته
مايه درويشي و شاهي درو
مخزن اسرار الهي درو
بر شكر او ننشسته مگس
ني مگس او شكر آلود كس
نوح درين بحر سپر بفكند
خضر درين چشمه سبو بشكند
بر همه شاهان ز پي اين جمال
قرعه زدم نام تو آمد به فال
نامه دو آمد ز دو ناموسگاه
هر دو مسجل به دو بهرامشاه
آن زري از كان كهن ريخته
وين دري از بحر نو انگيخته
آن بدر آورده ز غزني علم
وين زده بر سكه رومي رقم
گرچه در آن سكه سخن چون زرست
سكه زر من از آن بهترست
گر كم ازان شد بنه و بار من
بهتر از آنست خريدار من
شيوه غريبست مشو نامجيب
گر بنوازش نباشد غريب
كاين سخن رسته پر از نقش باغ
عاريت افروز نشد چون چراغ
اوست در اين ده زده آبادتر
تازه‌تر از چرخ و كهن زادتر
رنگ ندارد ز نشاني كه هست
راست نيايد به زباني كه هست
خوان ترا اين دو نواله سخن
دست نكردست برو دستكن
گر نمكش هست بخور نوش باد
ورنه ز ياد تو فراموش باد
با فلك آنشب كه نشيني بخوان
پيش من افكن قدري استخوان
كاخر لاف سگيت مي‌زنم
دبدبه بندگيت مي‌زنم
از ملكاني كه وفا ديده‌ام
بستن خود بر تو پسنديده‌ام
خدمتم آخر به وفائي كشد
هم سر اين رشته به جائي كشد
گرچه بدين درگه پايندگان
روي نهادند ستايندگان
پيش نظامي به حساب ايستند
او دگرست اين دگران كيستند
من كه درين منزلشان مانده‌ام
مرحله پيش ترك رانده‌ام
تيغ ز الماس زبان ساختم
هر كه پس آمد سرش انداختم
تيغ نظامي كه سر انداز شد
كند نشد گرچه كهن ساز شد
گرچه خود اين پايه بيهمسريست
پاي مرا هم سر بالاتريست
اوج بلندست در او مي‌پرم
باشد كز همت خود برخورم
تا مگر از روشني راي تو
سر نهم آنجا كه بود پاي تو
گرد تو گيرم كه به گردون رسم
تا نرساني تو مرا چون رسم
بود بسيجم كه در اين يك دو ماه
تازه كنم عهد زمين بوس شاه
گرچه درين حلقه كه پيوسته‌اند
راه برون آمدنم بسته‌اند
پيش تو از بهر فزون آمدن
خواستم از پوست برون آمدن
باز چو ديدم همه ره شير بود
پيش و پسم دشنه و شمشير بود
ليك درين خطه شمشير بند
بر تو كنم خطبه به بانگ بلند
آب سخن بر درت افشانده‌ام
ريگ منم اين كه به جا مانده‌ام
ذره صفت پيش تو اي آفتاب
باد دعاي سحرم مستجاب
گشته دلم بحر گهر ريز تو
گوهر جانم كمر آويز تو
تا شب و روزست شبت روز باد
گوهر شاهيت شب افروز باد
اين سريت باد به نيك اختري
بهتر باد آن سريت زين سري


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد