بخش ۱۷ - ثمره خلوت اول

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۱۷ - ثمره خلوت اول

۴۲ بازديد


باد نقاب از طرفي برگرفت
خواجه سبك عاشقي از سر گرفت
گل نفسي ديد شكر خنده‌اي
بر گل و شكر نفس افكنده‌اي
فتنه آنماه قصب دوخته
خرمن مه را چو قصب سوخته
تا كمر از زلف زره بافته
تا قدم از فرق نمك يافته
ديدن او چون نمك‌انگيز شد
هر كه در او ديد نمك‌ريز شد
تا نمكش با شكر آميخته
شكر شيرين نمكان ريخته
طوطي باغ از شكرش شرمسار
چون سر طوطي زنخش طوقدار
زان زنخ گرد چو نارنج خوش
غبغب سيمين چو ترنجي به كش
مست نوازي چو گل بوستان
توبه فريبي چو مل دوستان
لب طبري‌وار طبر خون به دست
مغز طبرزد به طبر خون شكست
سرخ گلي سبزتر از نيشكر
خشك نباتي همه جلاب‌تر
خال چو عودش كه جگرسوز بود
غاليه‌ساي صدف روز بود
از غم آن دانه خال سياه
جمله تن خال شده روي ماه
جزع ز خورشيد جگر سوزتر
لعل ز مهتاب شب افروزتر
از بنه دل كه به فرسنگ داشت
راه چو ميدان دهن تنگ داشت
ز اندل سختش كه جگر خواره گشت
بر جگر من دل من پاره گشت
لب به سخن خنده به شكر خوري
رخ به دعا غمزه به افسونگري
بسته چو حقه دهن مهره‌دار
راهگذر مانده يكي مهره‌وار
عشق چو آن حقه و آن مهره ديد
بلعجبي كرد و بساطي كشيد
كيسه صورت ز ميانم گشاد
طوق تن از گردن جانم گشاد
كار من از طاقت من درگذشت
كاب حياتم ز دهن برگذشت
عقل عزيمت گرما ديو ديد
نقره آن كار به آهن كشيد
دل كه به شادي غم دل مي‌گرفت
چشمه خورشيد به گل مي‌گرفت
مونس غم خواره غم وي بود
چاره‌گر مي‌زده هم مي بود
اي بتبش ناصيت از داغ من
بيخبر از سبزه و از باغ من
سبزه فلك بود و نظر تاب او
باغ سحر بود و سرشك آب او
وانكه رخش پردگي خاص بود
آينه صورت اخلاص بود
بسكه سرم بر سر زانو نشست
تا سر اين رشته بيامد بدست
اين سفر از راه يقين رفته‌ام
راه چنين رو كه چنين رفته‌ام
محرم اين ره تو نه‌اي زينهار
كار نظامي به نظامي گذار


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد