بخش ۴۳ - انجامش روزگار هرمس

مشاور شركت بيمه پارسيان

بخش ۴۳ - انجامش روزگار هرمس

۳۵ بازديد


مغني بدان جرهٔ جان نواز
بر آهنگ ما نالهٔ نو بساز
كه گشتيم چون بلبل از ناله مست
بدان ناله زين ناله دانيم رست
چو هرمس بدين ژرف دريا رسيد
رهي ديد كزوي رهائي نديد
فرو رفت و گفت آفرين بر كسي
كه كالاي كشتي ندارد بسي
چه بايد گرانباريي ساختن
كه بايد به دريا در انداختن
جهان خانه وحش بود از نخست
در او بانوا هر گياهي كه رست
ز كوه گران تا به درياي ژرف
چه و بام او شد به باران و برف
چو شد آهوي گور آدم پديد
گريزنده شد گور و آهو رميد
من آن وحشي آهو كز دست زور
به پاي خودم رفت بايد به گور
درين ره پناه خود از هيچ‌كس
نسازم جز از پاك يزدان و بس
شما نيز چون عزم راه آوريد
به پاكيزه يزدان پناه آوريد
درين گفتنش خواب خوش باز برد
سخن را چه خسبانم او نيز مرد


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد