دوشنبه ۱۲ اسفند ۹۸ | ۱۸:۴۱ ۳۵ بازديد
چهارم مرد موبد گفت كاين راز
به شخصي ماند اندر حجله ناز
عروسي در كنارش خوب چون ماه
بدو در يافته ديوانگي راه
نه بتوان خاطر از خوبيش پرداخت
نه از ديوانگي با وي توان ساخت
هم آخر چون شود ديوانگي چير
گريزد مرد از او چون آهو از شير
در اين انديشه لختي قصه راندند
ورق ناديده حرفي چند خواندند
چو ميمردند ميگفتند هيهات
كزين بازيچه دور افتاد شهمات
ز مرده هر كسي افسانه راند
نمرده راز مرده كس نداند
مگر پيغمبران كايشان امينند
به نامحرم نگويند آنچه بينند
16نشانه كه وقتش رسيده شغلتان را ترك كنيد