غزل شمارهٔ ۵

مشاور شركت بيمه پارسيان

غزل شمارهٔ ۵

۳۵ بازديد


من، ميز قهوه خانه و چايي كه مدتي ست...
هي فكر مي كنم به شمايي كه مدتي ست...

"يك لنگه كفش" مانده به جا از من و تويي
در جستجوي "سيندرلايي" كه مدتي ست...

با هر صداي قلب، تو تكرار مي شود
ها! گوش كن به اين اُپرايي كه مدتي ست...

هر روز سرفه مي كنم اندوه شعر را
آلوده است بي تو هوايي كه مدتي ست...

ديگر كلافه مي شوم و دست مي كشم
از اين رديف و قافيه هايي كه مدتي ست...

كاغذ مچاله مي شود و داد مي زنم:
آقا! چه شد سفارش چايي كه مدتي ست...


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد